السيد الطباطبائي

177

مجموعه رسائل ( فارسى )

برگزيده مىشود و چون همه اين پيغمبران برگزيده بودند ، پس بايد همتراز و در يك مرتبه از فضيلت باشند و چون به دلايل ذيل فرستادگان الهى در يك مقام نبوده‌اند ، بنابراين نمىتوان آنان را برگزيده به غير از زمان خودشان و در شريعت غير خود ايشان ، دانست . ب ) اگر به فرض همه پيغمبران مذكور در آيه 33 سوره آل‌عمران ، در يك مقام و موقعيت باشند پس چه لزومى داشت كه در طول حيات بنىآدم ، پيغمبران متعدد و متوالى و مخصوصاً پيغمبران صاحب كتاب - اولوالعزم - مبعوث شوند و هر يك كتاب تازه ، كتابى كه متناسب فهم و عقول زمان بوده است ، بياورند ، از ابتدا يك كتاب و يك شريعت مدون مىگرديد و پيغمبران متوالى مثل اولياى اسلام ، مبين و شارح آن شريعت بودند و باز اگر به فرض همه افراد مذكور در آيه 33 ، هم رتبه باشند همان اشكال « تخصيص من غير مخصص » كه خود آقاى طباطبائى در بحث خود عنوان ايراد قرار داده‌اند ، پيش نمىآيد ؟ ج ) به نص صريح جمله‌هايى از آيات 253 از سوره بقره « تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ . . . » و آيه 55 از سوره اسرى : « وَ لَقَدْ فَضَّلْنا بَعْضَ النَّبِيِّينَ عَلى بَعْضٍ . . . » ، فرستادگان الهى كه در ادوار زندگى انسان برگزيده شده و به راهنمايى مردم پرداخته‌اند ، همگى در يك مقام و مرتبه نبوده‌اند . اين مسئله مانند تقديرات ديگر الهى خالى از حكمت و مصلحت نيست - تكامل فكرى بشر و خلقيات اقوام كه تابعى از زمان و شرايط مكان است ، راهنمايان متناسبى را لازم خواهد داشت و هرچند كه هدف اصلى جميع انبيا يكى و آن دعوت به توحيد و تثبيت ايمان به آن است ، ولى چگونگى و ثمر دعوت آنان كه قطعاً فضيلت فردى آنان بىتأثير در آن نبوده ، متفاوت مىباشد و از همين‌جا فضيلت و « خلق عظيم » خاتم‌الانبيا را مىتوان دريافت كرد كه بدون تجهيز به معجزاتى نظير انبياى سلف ، در ابلاغ شريعت قاطعى كه بر اساس فطرت و تكامل فكرى بشر استوار است ، توفيق يافت و آن را به ثمر رسانيد .